آموزش و فناوری

ویگل؛نقش و پود تا نغمه باد و کویر

حسین ناظمی بیدگلی

رئیس شورای اسلامی شهر آران و بیدگل

در دل کویر تابناک ،جایی که خورشید هر صبح آتش خویش را بر فرش شن می‌گستراند و باد ترانه‌ای بی‌کلام در گوش تاریخ می‌سراید ،محوطه‌ای خاموش اما سخنگو آرام گرفته است. نامش ((ویگل)) است . اما ریشه‌های خاک و حافظه تمدن هزاران نام دارد. هر سنگش سکوتی هزار ساله را در خود نگاه داشته و هر ذره خاکش روایتی ناگفته از انسان، ایمان و خلاقیت را در سینه دارد. ویگل تنها یک محوطه باستانی نیست ، بلکه تکه ای از جان ایران است، همچون تابلویی از گذشته که نقش های آن با رنگ آفتاب ، پود کویر ، و تار زمان در هم تنیده است . از تپه ماهورهای پوشیده از طاق و گز تا دو قلعه خاموش در شرق و غرب که به سان نگهبانان تاریخ هنوز قامت راست کرده اند،هر گام در این خاک، گام نهادن بر پله های فراموش شده یک تمدن است . در دل این خاک شهری عظیم نهفته است . شهری که بافت مسکونی، معماری منفرد خانه ها و بقایای حرفه ها ، نشان از جامعه ای پیشرفته دارد . نخستین نشانه ها ، صدای دیرینه ایلامیان را در گوش جان می نوازد و در امتداد قرون ،تا آتشگاه ساسانی می رسند که همچون قلب تپنده ای در بخش شرقی محوطه می تپد. بنایی که نه با لاشه‌سنگ ، بلکه با گِل و چینه ساخته شده است؛ گواهی بر خلاقیت معمارانی که حتی خاک را به آتش سپردند تا جان آن را همچون سفال استوار کنند.

این آتشگاه بی مانند است ؛ پایه ای چون نخل وارونه ، منقش به گچ بری های زیبا و چهار ورودی که بر طاق آن رنگ سرخ اخروی می درخشد . آتشی که در آنجا روشن بوده شاید روشنگر آیینی کهن بوده ، آیینی که امروز تنها در یادها مانده و در واژگان پراکنده متون دینی نفس می کشد . با کشف این بنای راز آلود ، افق های تازه ای برای فهم زرتشتی گری و معماری آیینی در ایران مرکزی گشوده می شود. در جای جای ویگل آوای گذشته در قاب 5000 قطعه سفال پراکنده است . تنوع تاریخی آنها ما را از هزاره های دور تا قرون میانی اسلامی می برد . رد پای آفرینشگری انسان در چاه های آب با پوشش سوزانده شده و در کوره های ذوب فلز ، نشان از مردمانی دارد که کویر را شکست دادند و از دل آن تمدنی پویا ساختند؛ تمدنی که صدای صنعت ، نیایش و زیستن در آن ،هنوز در گوش زمان می پیچد. اما این همه شکوه بی زخم نیست ، ویگل همان قدر که گنجی پنهان در خاک است ، زخمی است بر دل تاریخ؛ زخم خورده از حفاری های غیر مجاز . تخریب های پی در پی و چشم هایی که تنها ارزش مادی را در خاک می جویند، نه عمق فرهنگی و معنوی آن را . این خاک به جای دزدیدن ،نیازمند دیده شدن است ، نیازمند پژوهش های ژرف ،نگاهی مسئولانه و بازخوانی دوباره یک تمدن خاموش. امروز ویگل با گستره ای نزدیک به صد هکتار، نه تنها دروازه ای به گذشته پر افتخار ایران است، بلکه پلی است به آینده فهم انسان. اگر به تماشای کویر آمده اید، کافی سکوت کنید .باد خود روایتگر این افسانه گم شده خواهد بود . در ((بیدگل)) آفتاب تنها نمی تابد ،می سُراید ؛ نغمه ای که در ویگل همچنان شنیده می شود…

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا