پرواز بر فراز خیال؛ شبی با آلبر لاموریس در موزه سینما

به گزارش الفبای رشد به نقل از فرهنگ آفرینان، غروب دوشنبه، پنجم آبانماه، سالن فردوس موزه سینمای ایران حالوهوایی شاعرانه داشت. چهلودومین نشست «شبهای مستند» برگزار شد و ما شاهد نمایش دو اثر ماندگار از فیلمساز فرانسوی آلبر لاموریس بودیم: باد صبا و بادکنک قرمز. این برنامه با همکاری انجمن تهیهکنندگان سینمای مستند و همراهی فیلمخانه ملی ایران برگزار شد. ارد عطارپور، مستندساز و پژوهشگر، مهمان گفتوگو بود و فخرالدین سیدی، فیلمساز، اجرای نشست را بر عهده داشت. در آغاز برنامه، فخرالدین سیدی با نگاهی پرشور از اهمیت آثار به نمایش درآمده گفت: «دو فیلم را دیدید که پیشتر هم باد صبا به نمایش درآمده بود، اما هر بار دیدنش تازگی دارد. من خودم بارها این فیلم را دیدهام و هر بار چیز تازهای در آن کشف میکنم.» او اشاره کرد که قرار بود بخش کوتاهی از فیلم سومی نیز نمایش داده شود، اما پس از بازبینی تصمیم گرفتهاند آن اثر را به طور کامل در جلسهای دیگر به نمایش بگذارند تا حق فیلم ادا شود. سیدی با لبخند گفت: «فیلم کلود للوش را حتماً در یک شب دیگر خواهیم دید؛ اثری محصول سال ۱۳۵۰ که ایران را از زاویهای شبیه باد صبا اما با نگاهی متفاوت به تصویر میکشد.» سپس نوبت ارد عطارپور بود که از عشق و نگاه خود به لاموریس بگوید. او با خوشحالی از انتخاب دوگانهی باد صبا و بادکنک قرمز گفت: «این ترکیب برایم جذاب بود. شاید این دو فیلم در ظاهر به هم ربطی نداشته باشند، اما روح مشترکشان لاموریس است؛ فیلمسازی که هم شاعر است و هم عاشق پرواز.» او اشاره کرد که پاسکال لاموریس، بازیگر بادکنک قرمز و پسر کارگردان، در گفتوگویی گفته بود: «بادکنک قرمز، خودِ پدرم بود.» و افزود: «آرزوی پرواز لاموریس، که در پاریس شکل گرفت، در تهران تحقق پیدا کرد.» عطارپور در ادامه باد صبا را اثری «بیزمان» و درخشان توصیف کرد و گفت: «به نظرم باد صبا فیلمی استثنایی است. همهچیز در آن در جای درست خود نشسته است؛ موسیقی، فیلمبرداری، نریشن منوچهر انور، و آن نگاه لطیف و انسانی به ایران. شاید به همین دلیل است که بعد از نیم قرن هنوز تماشاگران در سالن میمانند و تا پایان نمیخواهند از فیلم جدا شوند.» او ادامه داد: «لاموریس چهرهای معصوم و شاعرانه از ایران به ما نشان میدهد؛ با شهرهایی که حالا تغییر کردهاند، لباسها و آیینهایی که دیگر نیستند. اگر باد صبا نبود، بخش بزرگی از حافظه بصری ما از آن دوران از بین میرفت.» در بخش پایانی نشست، عطارپور به علاقهمندی لاموریس به پرواز اشاره کرد و گفت: «لاموریس عاشق پرواز بود. او فیلمی دارد به نام سفر با بالن که در آن یک پدربزرگ و نوه با بالن به آسمان میروند. همین عشق به پرواز در بادکنک قرمز تجلی پیدا میکند و در باد صبا به اوج میرسد؛ جایی که حدود نود درصد فیلم از نمای هوایی گرفته شده است.» او توضیح داد: «لاموریس نه فقط خلبان بود، بلکه خودش یک فیلمبردار و تکنسین ماهر بود. او سیستم لرزهگیر هلیکوپتر را ارتقا داد و در فیلمبرداری هوایی انقلابی ایجاد کرد. به همین دلیل است که وقتی هلیکوپتر بر فراز گنبدهای اصفهان میچرخد یا روی چهرهای در کویر زوم میکند، تصویر بیلرزش و روان است، مثل نسیمی که میان درختان شمال میچرخد.» نشست با پرسشهای تماشاگران از ارد عطارپور درباره دو اثر به نمایش درآمده به پایان رسید؛ شبی که در آن، پرواز نه فقط در تصویر، بلکه در جان تماشاگر هم جاری بود؛ پروازی میان خیال، تاریخ و شعر.


