اصول حکمرانی هوش مصنوعی در حوزه نظامی؛ ورود به عصر ارتش الگوریتمها

به گزارش الفبای رشد به نقل از مهر،هوش مصنوعی نهتنها ماهیت سامانههای نظامی را دگرگون کرده، بلکه منطق تصمیمگیری و سرعت واکنش دولتها را نیز وارد مرحلهای بیسابقه کرده است.
ادغام مدلهای پیشرفته یادگیری ماشینی در سامانههای نظامی، فرماندهی و کنترل، تحلیل کلانداده، تسلیحات سایبری و حتی پلتفرمهای تسلیحات متعارف و هستهای، رقابتی چندلایه ایجاد کرده که پیامدهای آن بهمراتب فراتر از میدانهای نبرد سنتی است.
این تحول، در کنار افزایش سرعت پردازش و دامنه عملیات، سطح جدیدی از ریسک را وارد معادلات امنیت جهانی کرده است؛ ریسکی که نه فقط نیروهای نظامی، بلکه زیرساختهای حیاتی، شبکههای اقتصادی، محیطزیست و حتی امنیت انسانی را در ابعاد وجودی تهدید میکند.
این وضعیت بهتدریج معماری جدید رقابت فناورانه را شکل داده که در آن کشورها بهدنبال برتری عملیاتی، سرعت تصمیمگیری بیشتر و قابلیتهای هوشافزوده در محیطهای پیچیده هستند. اما همین مزیتهای عملیاتی، در غیاب قواعد مشترک و مکانیسمهای کنترلکننده، میتواند به اشتباهات فاجعهبار، سوءبرداشتهای راهبردی و چرخههای تشدید ناخواسته تنش منجر شود. از همین روی، ضرورت ایجاد چارچوبهای حکمرانی، بیش از هر زمان دیگر برجسته شده است.
این نوشتار کوتاه با اتکا به چارچوب تحلیلی ارائهشده در سند مشترک اندیشکده بروکینگز و دانشگاه تسینگهوا، تلاش میکند تصویری منسجم از ماهیت این خطرات، منطق شکلگیری بحرانهای مبتنی بر هوش مصنوعی و نیازهای فوری برای شکلدهی به یک رژیم حکمرانی مشترک میان ایالات متحده و چین ارائه دهد؛ رژیمی که بتواند از بروز بحران جلوگیری کند و در صورت وقوع، پیامدهای آن را مدیریتپذیر سازد.



