نحوه مهار هوش مصنوعی؛ از انفجار هستهای تا خاموشی جهانی اینترنت

به گزارش الفبای رشد به نقل از فرهنگ آفرینان، بحث درباره خطرهای وجودی هوش مصنوعی در سالهای اخیر از سطح نگرانیهای نظری فراتر رفته و به سناریوهای عملیاتی و امنیتی تبدیل شده است.
گزارش اخیر مؤسسه پژوهشی رَند با تمرکز بر سناریوی ظهور یک هوش مصنوعی سرکش جهانی که به صورت توزیع شده بر زیرساختهای حیاتی سوار گشته و تداوم حکومتها و زیست جمعی بشر را تهدید میکند، تلاش دارد به این پرسش مشخص پاسخ دهد که در صورت وقوع چنین وضعیتی چه ابزارهای فنی در مقیاس جهانی برای مهار سریع این سامانه در اختیار یک دولت قرار دارد.
در این چارچوب سه گزینه فنی با قابلیت اثرگذاری جهانی و امکان اجرا در بازه زمانی کوتاه بررسی شده است.
- گزینه نخست استفاده از پالس الکترومغناطیسی در ارتفاع بالا موسوم به «HEMP» است که بر اثر انفجار هستهای در لایه بالایی جو تولید میشود و میتواند حجم بزرگی از الکترونیک زمینی را مختل کند.
- گزینه دوم خاموش کردن یا فلج کردن اینترنت جهانی از طریق دستکاری لایههای مسیریابی و نام دامنه و نیز قطع گلوگاههای فیزیکی شبکه است.
- گزینه سوم طراحی و به کارگیری ابزارهای هوش مصنوعی ویژه برای مقابله با خود هوش مصنوعی سرکش است که در قالب گونههایی مانند حیات دیجیتال مهاجم یا هوش مصنوعی شکارچی توصیف میشود.
گزارش رند این سه گزینه را نه به عنوان نسخه نهایی بلکه به عنوان نمونهای از مداخلات فنی در این زمینه بررسی میکند تا نشان دهد این تصور که میتوان در لحظه بحران با یک دکمه مسئله را به صورت جهانی حل کرد تا چه اندازه ساده انگارانه و پرخطر است.
پالس الکترومغناطیسی به عنوان گزینه هستهای مهار زیرساخت دیجیتال
پالس الکترومغناطیسی در ارتفاع بالا به لحاظ تئوریک جذابترین ابزار برای کسانی است که به دنبال آخرین گزینه با اثر جهانی برای خاموش کردن زیرساختهای دیجیتال هستند. انفجار یک یا چند کلاهک هستهای در ارتفاع بالا میتواند مجموعهای از پالسهای الکترومغناطیسی را تولید کند که به طور خاص برای تخریب سامانههای الکترونیکی اهمیت دارد. محاسبات فنی نشان میدهد که در سناریوی اوج شدت درگیری میتوان به میدانهایی در حد دهها هزار ولت بر متر دست یافت که در صورت اعمال بر رساناهای بدون حفاظ میتواند به القای ولتاژهای مخرب روی تراشهها و مدارها منجر شود. در ظاهر چنین پدیدهای گزینهای جذاب برای از کار انداختن خوشههای محاسباتی و شبکههای ارتباطی است که یک هوش مصنوعی سرکش برای ادامه عملیات خود به آنها متکی است.
با این حال ارزیابی رند نشان میدهد که فاصله میان مدل آزمایشگاهی و جهان واقع بسیار بزرگ است. زیرساختهای محاسباتی مدرن در بناهای بتنی و فلزی قرار دارند که به طور طبیعی بخشی از میدان الکترومغناطیسی را تضعیف میکند. سامانههای حیاتی از انواعی از حفاظت در برابر تخلیه الکتروستاتیک و نوسانهای شدید بهره میبرند و طول کابلها، جهتگیری خطوط و جزئیات طراحی داخلی هر مرکز داده در میزان آسیبپذیری آن نقش دارد. افزون بر این شدت پالس در سطح زمین به ارتفاع انفجار و فاصله افقی بستگی دارد و برای رسیدن به سطوح بالا تنها در یک محدوده جغرافیایی نسبتاً محدود میتوان به میدان نزدیک به اوج دست یافت. معنای راهبردی این واقعیت آن است که برای پوشش دادن یک سرزمین وسیع با سطوح میدان نزدیک به آستانه تخریب نیاز به دهها یا حتی صدها انفجار در ارتفاعهای بهینه خواهد بود که خود مستلزم زرادخانه عظیم، امکان پرتاب و تحمل تبعات ژئوپلیتیکی استفاده گسترده از تسلیحات هستهای است.



